جانم .روحم .عمرم
امدم بر روی تمام دردام ورنج هایی که به خاطر تو کشیدم
پا بذارم بر روی تموم اون اشکهایی که به خاطر تو ریختم
تا کی بمونم ودنبال تو باشم وعمرم رو فدای تو کنم وبگردم
دردها رو چه طور تحمل کنم وقدم بردارم
من من قدم بر میدارم ومنتظر وسرگردان در این دنیای ظالم وتاریک
منتظر امدنت هستم
در تخیلاتم غوطه ور میشم میگم نکنه تو توهم یا یه خیال بیش نباشی
باور ندارم این حق منه که به دنبالت بودم وصبری که در فراق تو کشیدم
اما به تو نرسیدم ندانم چراااااااااا؟؟؟؟؟
تا کی باید بمونم ودنبال رو تو باشم
تا کی باید راه برم وشکایت کنم به کی شکایت کنم
به کجا سر بزنم واین عذاب رو بدون تو چه طور تحمل کنم
خدای من این توهمه یا سرابی بیش نیست
میخوام بدونم این حق منه
فقط یه چیز خواستم؟ که جونم رو براش فدا کنم
اما تو نخواستی و اونو به دنیای خود بردی
اون دور دورا
(کجایی که میگفتی شکوفه های یاس هدیه مهربونیات دار وندارم یه دله اونم فدای اون خنده هات)
..........................



