خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
صفحه
در حال بارگذاري است!
دندون رو جیگرت بذار باز میشه
...
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چه زيباست بخاطر تو زيستن ...
و براي تو ماندن... به پاي تو بودن... و به عشق تو سوختن !
و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... !
اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ... !
بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست ... !
چه زيباست بخاطر تو زيستن ...
ثانيه ها را با تو نفس کشيدن ... زندگي را براي تو خواستن ... !
چه زيباست عاشقانه ها را براي تو سرودن ... !
بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگي... !
چه زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدن و بوئيدنت ... !
براي با تو بودن و با تو ماندن ... براي با هم يکي شدن ... !
کاش به باور اين همه صداقت و يکرنگي مي رسيدي !
اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست ...!!!!
و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد ...
کوچک تر که بودم فکر میکردم بارون اشک خداست![]()
ولی مگه خدا هم گریه میکنه چرا باید دل خدا بگیره!!!!!!!!![]()
دوست داشتم زیر بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم![]()
اشک خدا رو تو یه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت
کمی با اون درد دل کنم تا بفهمم من هم یه خدایی دارم
تا بتونم مثل اون درد دلمو با گریه خالی کنم ![]()
درد تنهایمو با اشک تو کاسه تقسیم کنم
حالا که بزرگ شدم روزهای بارونی رو که دل خدا میگیره
میرم تو حیاط منم نیمی از غمهای خدا رو بری خودم جمع میکنم........![]()
اگه یه نامه باشم
پر از پیامای خوب
کاشکی جوابم تو باشی
اگه یه عابر باشم
اسیر طوفان شن
کاشکی سرابم تو باشی
پر از گناهم اگر رها شده بی خبر
کاشکی گناهم تو باشی
اگر تمام تنم
دو چشم خسته باشه
کاشکی نگاهم تو باشی
خدایا.....
امروز را با یادت ونامت آغاز کردم ![]()
شاید ..........
فرجی بشه
از این همه عذاب
رهایی ![]()
یابم .
ولی ...........................
چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
سالها گذشت
روزها گذشت
ساعتها گذشت
من هنوز عاشقتم
به یادتم؟نمیدونم
خبرداری؟منتظرم
یا
مردم... فقط تو خاطراتتم
مهربانم اینجا اسمون از دل من تیره تر است روزگارم ابریست
من اگر تنهایم یاد تو با من است مهربانم روزگارم ابریست
کاش این بار جای خورشید تو افتاب شوی
خود رو بخشیدم
رها شدم
خود را کاملا بخشیدم
سبک شدم
خداوندا من رو ببخش
کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا
قیامت به حسین غوغا ندارد
صفت به حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگوی چرا پروندت امضا ندارد
(سالروز شهادت مولایمان حسین سالار شهیدان را به شما دوستان عزیز وحسینی تسلیت میگم)
امروز یه جمله یاد گرفتم واون این بود (خاک را دوست دارم چون اخرین همسفر من است ) میخواستم بدونم تا به حال بهش فکر کردین که امدن چه جوریه واون ور پل چه خبر ما تو این دنیایی به این بزرگی زندگی میکنیم وهمسفرهای زیادی داریم تا بحال بهش فکر کردین که اخرین همسفر شما یه خاکه همان طور که میگن ما از خاکیم وبه خاک بر میگردیم از چیزی به نام خاک متولد میشیم وخداوند بهمون روح میده وبه همون خاک برمیگردیم ودوباره روحشو ازمون میگیره میدونید فرقش چیه فرقش اینه که ابتدا پاک همچون اب روان وانتهاش دست خودمونه که چه جوری امانتش رو بهش پس بدیم ، وقتی کوچیک بودم مامانم میگفت دخترم وقتی چیزی رو امانت میگیری سعی کن امانت دار خوبی باشی شما چه طور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
شکوه دنیا را رها کردم
تا با تو به بهشت سرزمین های دور ره برم
و باده زندگی و مرگ را با از یک ساغر سرکشم.
محبوبم،بیا به جهانی چنان دور رویم
که دست چرکین بشر را بدان راه نباشد
.
سلام دوستای عزیزم![]()
نمی دونم چه طور باید شروع کنم وچی بگم فقط اینو میدونم که این وبلاگ رو برای این بوجود اوردم که تنهاییی وفراقتم رو با سر زدن به شماها دوستان پر کنم ولی حیف که این ارزو هم محقق نشد فهمیدم این من نیستم که از این دنیای تصنعی وبی معنی تنها قدم نمی زنم اطرافم ادمهای زیادی هستن که نه مثل من ولی شبیه به من زندگی میکنن ناامید و تنها وبی هدف در تلاطم این زندگی دریایی غرق شدن وشنا کردن بلد نیستند کسی تو این دنیایی به این بزرگی نیست که شنا کردن رو به من یاد بده فقط یه قایق به من میده ومیگه برو برو برو اما......
این روزا اسمون دلم مثل این زمستون بارونی بارونی خوش به حال اسمون میدونید چرا بهتون میگم چون با بارشش رنگ ابیشو صاف وپاک میکنه زلال زلال خوش به حال زمین که با بارش بارون با بوی مطبوع خاکش میگه منم پاکم پاک پاک خوش به حال ابر که با ریزش بارون اونم سفید مثل یه تیکه ماه میشه وخودشو به رخ ما میکشه
شعری برای تو
تو را دیدم در کنار جوی چشمه تنهایی
دیدمت تنها وخود را همنام تو پنداشتم
قدم زنان هر روز بسویت امدم
دریغا که در پستوی این دل
ندیدم کسی بتو مینگرد با جان ودل
نمی پنداشتم تو دور شوی
مرا با صد امید کشاندی یک قدمیت
با نگاهت نشانم ندادی فراق را
اما مرا با تنها یی وفراق خویش گذاشتی
دانستم کیست ان دل که در فراقت میسوخت
او نیز تورا از من ربود چرااااااااااا
مگه تنهای این دنیا نبودم
برد تو را جسمت را روحت را قلبت را
ربود از من قلبم را وماندم بدون قلب
اما نتوانست امیدم را بگیرد ز من؟
تا تموم ثانیه های ضربان قلب ربوده ام
به یادت خواهم مرد به فکرت خواهم خوابید
تا به هم رسیم در ان سوی هفت اسمان
یایا جون
ابجی جونم روز سوم دی سالروز
تولدت مبارک باشه
امیدوارم ....چندمین زمستون سبز زندگیت بهت
خوش بگذره ودر تمام مراحل زندگیت موفق
وپیروز باشی
خوش باش تا خوشی با تو باشه
جانم .روحم .عمرم
امدم بر روی تمام دردام ورنج هایی که به خاطر تو کشیدم
پا بذارم بر روی تموم اون اشکهایی که به خاطر تو ریختم
تا کی بمونم ودنبال تو باشم وعمرم رو فدای تو کنم وبگردم
دردها رو چه طور تحمل کنم وقدم بردارم
من من قدم بر میدارم ومنتظر وسرگردان در این دنیای ظالم وتاریک
منتظر امدنت هستم
در تخیلاتم غوطه ور میشم میگم نکنه تو توهم یا یه خیال بیش نباشی
باور ندارم این حق منه که به دنبالت بودم وصبری که در فراق تو کشیدم
اما به تو نرسیدم ندانم چراااااااااا؟؟؟؟؟
تا کی باید بمونم ودنبال رو تو باشم
تا کی باید راه برم وشکایت کنم به کی شکایت کنم
به کجا سر بزنم واین عذاب رو بدون تو چه طور تحمل کنم
خدای من این توهمه یا سرابی بیش نیست
میخوام بدونم این حق منه
فقط یه چیز خواستم؟ که جونم رو براش فدا کنم
اما تو نخواستی و اونو به دنیای خود بردی
اون دور دورا
(کجایی که میگفتی شکوفه های یاس هدیه مهربونیات دار وندارم یه دله اونم فدای اون خنده هات)
..........................
شب یلدا طولانی ترین شب سال ومتولد شدن خورشید
گرما بخش زندگی رو به همه شما تبریک میگم
به جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن.
به جای سیل اشکی که فردا بر مزار میریزی امروز با تبسمی شادم کن.
به جای اون متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی امروز با یک پیغام
کوچک خوشحالم کن.
من امروز به تو نیاز دارم نه فردا
..............................................................................
تا حالا شده عاشق بشی و دلت نخواد که بدونه؟
تا حالا شده تمام شب گریه کنی بدون اینکه بدونی چرا؟
دلت بخواد تا صبح بیدار بمونی ولی بدونی به جایی نمی رسه؟
تا حالا شده که رفتنش نگاه کنی ولی دلت نخواد که بره؟
بعد آروم تو دلت بگی دوست دارم اما نخوای بدونه؟
تا حالا شده...
...................................................................................
ای عاشقانه ترین شعر
فصل خجسته میلادت
جشن تمامی اخترهاست
جشن درخت وسبزه ودریاست
ای از تبار روشن خورشید
ای امید
تا صد بهار خرم دیگر
پیوسته خوب وخوشایند باشی
وین جشن شاد تولد
در امتداد بودن وپیمودن
جاوید ومستدام باد
اینو تقدیم میکنم به تنها دوست وهمدم وعزیزم نادی (ندا جووووووووووون) واینو از صمیم قلب میگم عزیزم تولدت مبارک وصد سال در کنا هم شاد باشیم ![]()
![]()
![]()
![]()
بزرگ بود
و از اهالي امروز بود
و با تمام افقهاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد .
صداش
به شكل حزن پريشان واقعيت بود .
و پلكهاش
مسير نبض عناصر را
به ما نشان مي داد .
و دستهاش
هواي صاف سخاوت را
ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما كوچاند .
به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير كرد.
و او به شيوه ي باران پر از طراوت تكرار بود .
و او به سبك درخت
ميان عافيت نور منتشر مي شد .
هميشه كودكي باد را صدا مي كرد
هميشه رشته صحبت را
به چفت آب گره مي زد .
براي ما ، يك شب
سجود سبز محبت را
چنان صريح ادا كرد
كه ما به عاطفه ي سطح خاك دست كشيديم
و مثل لهجه ي يك سطل آب تازه شديم .
و بار ها ديدم
كه با چقدر سبد
براي چيدن يك خوشه بشارت رفت .
ولي نشد
كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند
و رفت تا لب هيچ
و پشت حوصله نور ها دراز كشيد
و هيچ فكر نكرد
كه ما ميان پريشاني تلفظ در ها
براي خوردن يك سيب
چقدر تنها مانديم
این نوشته از سهراب رو به جفت تنهای خودم که در بین ما نیست تقدیم میکنم که عزیزتر از جان بود ومهربانتر از مادر ولطیفتر از گل
هنر مصريان علوم غريبه است
هنر كلدانيان حساب است
هنر يوناني ها تناسب است
هنر روميان تقليد است
هنر چيني ها اداب معاشرت است
هنر هندوها سنجيدن خير و شر است
هنر يهوديان در مفهوم ويراني است
هنر اعراب در ياداوري گذشته ها و اغراق است
هنر پارسيان در عيب جويي است
هنر فرانسوي ها در كلك و تردستي است
هنر انگليسي ها در تحليل و قيافه حق به جانب گرفتن است
هنر اسپانيايي ها در تحجر است
هنر ايتاليايي ها در قشنگي است
هنر الماني ها در جاه طلبي است
هنر روس ها در غم و غصه است
جبران خلیل جبران
را یافتید
احساس كامل شدن و مس
گاهی اوقات در زندگی
به یك دوست بر می خورید
كسی كه زندگیتان را تغییر می دهد
و بخشی از شما می شود
كسی كه شما را می خنداند
آنقدر كه نتوانید از خنده باز ایستید
كسی كه به شما بباوراند
واقعا در دنیا خوبی وجود دارد
كسیكه شما را متقاعد می سازد
در قفل شده ای در انتظارتان است
كه تنها شما می توانید آنرا باز كنید...
این یك دوست ابدی است
وقتی كه به زمین می خورید
و یا تنها و دست خالی می مانید
دوست همیشگی تان شما را بلند می كند
و به شما روحیه می دهد
و ناگهان آن دنیای سیاه و تار را
پر از روشنی و نور می كند
دوست همیشگی شما
در تمامی ساعات غمگین و سخت همراهتان است
اگر از راهتان باز گردید
او نیز شما را دنبال می كند
اگر راهتان را گم كردید
او شما را راهنمایی می كند
دوست ابدی شما دستانتان را در دست گرفته
می گوید كه همه چیز درست می شود
و اگر زمانی چنین دوستی رت می كنید
چرا كه كه دیگر نیازی به نگرانی نیست
شما یك دوست همیشگی
برای تمامی زندگی یافته اید
و همیشه ،هرگز پایانی ندارد..............................................

به جنهم که زمان روی تنم سنگین است
روح بی حوصله ام در بدنم سنگین است
کلماتم همه کوتاه و صریحند اما!
نفسم قفل و دلم قفل و زبانم زخمی است
با سکوتی که برای دهنم سنگین است
.
.
.
لطفا اتش بزنیدم اگر امشب مردم
چون که این مرده برای کفنم سنگین است
گفتم :چقدر احساس تنهایی میکنم

گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم
گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ...
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ...
.:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟

گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...
.:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...
.:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا…
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟

گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم

گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ...
.:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ...
.:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟

گفتی:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...
عیدکم سعید وکل عام وانتم بخیر

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
سلام. آخرین روز ماه مبارک رمضان سال ۱۴۲۸ هجری قمری است و در آستانه عید روحانی فطر و تجلی اوج یک ماه بندگی و عبودیت قرار داریم
عید فطر بزرگترین عید مشترک جهان اسلام است که بیش از یک میلیارد مسلمان جهان این عید بزرگ را در شرایط متفاوتی جشن میگیرند.من هم این عید را به جهان اسلام تبریک عرض می نمایم
امام رضا (ع) فرموده اند:خداوند روز فطر را به این سبب عید فطر قرار داد تا مسلمانان اجتماع و مجمعی داشته باشند که در آن روز گرد هم آیند و در برابر خداوند به خاطر منت ها و نعمت هایش به تمجید و تعظیم بپردازند.پس آن روز روز عید و تجمع روز زکات و رغبت و روز نیایش است.
عید سعید فطر را به همه مسلمانان تبریک میگم
دوست خیلی خیلی گلم مرسی بابت همه چی گر چه زیاد از دوستی ما نمیگذره(یعنی ۲ سال کمه؟
)
مرسی بابت غیرتی که برای دوستیمون داشتی واقعا همچین دوستایی کم پیدا میشن .
وقتی بین جمعی هستی و نیستی یکی هست که اون دور دورا به فکرته خیلی وقتا هم مواظبته که دیگرون اذیتت نکنن تو رو همیشه حس میکنه میفهمه دوستیمون با یه متلک ساده شروع شد یکی اون گفت دو تا من(اخه من متلک گوی ماهری هستم
)وقتی میخواد بره دانشگاه به من میگه که میخوام برم وقتی میاد خبر میده دیشب اومد به منم خبر داد اوه اوه اوه یه کوچولو صبر کنین
وااااااااااااای این بچه چه حلال زاده است اس ام اس خودشه یه کوچولو صبر کنین تا بخونمش
وای خدا جونم چه جالبه اس ام اساشم مثل خودشه اهان فقط یه چیز اگر شبا کمتر اس ام اس بفرسته خیلی خوبتر میشه اخه گلم میدونم وقتی اس ام اس میفرستی یعنی به فکرمی ولی شبا رو نه نه نه
من میخوام بخوابم
اون وقت بد خواب میشم من و باید تا صبح با تو اس ام اس بازی کنم اونوقتش دلم نمی یاد موبایل رو خاموش کنم اخه
.........
باید تا صبح با تو اس ام اس بازی کنم(ببینید سپاس نامه ام هم به شکایت نامه تبدیل شد
)
خلاصه من یه دنیا از این دوست گلم ممنونم اخه میگه هیچکی حق نداره از گل کمتر به تو بگه
بابا تو دیگه کی هستی؟ بابا تو دیگه کی هستی؟بابا تو دیگه کی هستی؟ (اینو با صدای بلند و پشت سر هم و با یه حالت خاص بگید میتونین حرکات موزونم قاطیش کنین)![]()
خیلی ماهی اخرشی![]()
در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند.
آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
«نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .»

پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.
پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : « همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم . »
مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.
بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: « ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.»
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: «می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟»
پیرزن جواب داد: «بفرمایید.»
- چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟ »
پیرزن جواب داد: « منتظر دندانهــــــا !»![]()
هنــوز هـــم فــــــرامـــوشت نکـــرده ام بــا اینکه فــــرامـــوش شده ام .
هنـــوز هـــم صــــــدایــت را مــی شنــــــوم بـــا اینکــه صــدایم نــکــــــردی .
هنــــوز هــــم همـــــه جـــــا مــی بینمت بـــا اینکــه بــــه دیــدنـم نیــــامــــدی .
هنوز هم با عشق تو پا برجام با اینکه خودت را زیر بار عشق دیگری شکستــه ای .
هنوز هم همان طـور مقدس دوستت دارم بـا اینکه زندگـی ام را بــه تبـاهی کشیــدی .
هنوز هم چشمانی به اشتیاق نگاهت منتظرند با اینکه چشم به چشم دیگری دوخته ای .
هنــــــوز هــــــم دلــــــواپس دل نگـــــرانی های تــوام بــا اینکــــه از همــه آدمهــا بــــــریده ای .
اهای ادما سادگیتون یادتون نره اهای ادما کم کم
داره همه چی یادتون میره اهای ادما عاشقیتون یادتون
نره اهای ادما خداتون یادتون نره اهای ادما قلبتون یادتون
نره اهای ادما یادتون نره یادی که همیشه با
شماست.
.
.
بعد از یه مدت خیلی کوتاه فاصله از این دهکده کوچیک بازم اومدیم یایا هم جفتم نشسته و با تموم مشغله ای که داره سلام میرسونه
با خودم گفتم من دست به قهرم خیلی خوبه چرا یه کوچولو با نت قهر نکنم برای همین یه کوچولو نبودم ولی باز اومدم از من میپرسین شما هم این قهر کوتاه رو تجربه کنین خیلی باحاله تازشم یه چیزایی براتون روشن میشه مثلا دست بعضیا رو ،رو میکنین و..............
برای مدتی از نت زده شدم برای همین یه فاصله کوچیک خیلی خوب بود که بفهمم علت این زدگی چیه؟ اخرشم فهمیدم ولی در هر صورت بازم اومدم
راستی فرا رسیدن ماه رمضان رو به همتون تبریک میگم امیدوارم از این ماه عزیز خوب استفاده کنین من که عاشق این ماه هستم ![]()
اینم تقدیم میکنم به محبوبم
محبوب دل
محبوبم،تو را در رویاهایم دیده ام ،
در خلوت خویش
روی زیبایت را.
تو همدم جان منی و نیمه دیگر زیبایی ام
که هنگام امدنم به این جهان از ان جدا شد.
دلبندم دزدانه امده ام ،
پاورچین پاورچین،
تا به تو رسم.
به راستی تویی ایا
که در برابرم ایستاده ای؟
از چه بیمناکی؟
شکوه دنیا را رها کردم
تا با تو به بهشت سرزمین های دور ره برم
و باده زندگی و مرگ را با از یک ساغر سرکشم.
محبوبم،بیا به جهانی چنان دور رویم
که دست چرکین بشر را بدان راه نباشد
اینم واسه اونی که میدونه کیه
آدما مثل کتابن ... از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معني شونو فهميد ... ولي بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت
خوب برای یه کوچولو خدانگهدار همتون